دلنوشته های من - فرزاد فرهادیان

خرید بک لینک
ابوعلی روبرویم نشسته بود و با موبایلش اخبار سوریه را دنبال میکرد.با لبخندی مهربان موبایلش را در جیب کاپشنش گذاشت و دستم را به گرمی فشرد.پنجاه و سه سالش بود و در سوریه معلم ادبیات عربی بوده.گفت: همکارانت کار قشنگی انجام دادند و امشب با برپایی این جشن کوچک٬لااقل کمی خنده به لب بچه هایمان نشست.از خاطرات جوانی و زندگی در سوریه برایم گفت.از زنش که هنوز هم شبها از ترس تا صبح نمیخوابد و هنوز هم با ترک اجباری خانه و کاشانه و وطنش کنار نیامده.از مرگ برادر جوانش که در جریان بمباران حلب کشته شده بود گفت. برق اشکی که در چشمانش جمع شده بود وادارم کرد تا برای عوض کردن دلنوشته های من - فرزاد فرهادیان...

ما را در سایت دلنوشته های من - فرزاد فرهادیان دنبال می‌کنید

برچسب: ابوعلی سینا,ابوعلی الشیبانی,ابوعلی سینا بلخی,ابوعلی سینای بلخی, نویسنده: بازدید: 101 تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 19:32

اسمش بهنام و او هم زاده کرمانشاه بود.از زندگیش در آلمان میگفت. اولش در حرف زدن دست به عصا بود.وقتی فهمید حس و تجربه مان از زندگی در غربت یکی است، شروع کرد از خاطراتش گفتن. سعی کردم خوب گوش کنم به حرفهایش. بعد از خداحافظی و در مسیر برگشت به هلند و در راه آنچنان مات و مبهوت سرگذشت دوستش مجید شده بودم،که تا رسیدم به منزل، آنچه را که در ذهنم مانده بود،با دو مقایسه از زندگی انسانها در اروپا و ایران، و با کمی تغییر نوشتم و نامش را " تفاوت " گذاشتم.نیمه اول:صبح زود بلند شدم و رفتم سر کار. باز هم مثل روزهای دیگر، چهره این اروپایی ها رو باید تحمل میکرد و بدون سلام دلنوشته های من - فرزاد فرهادیان...

ما را در سایت دلنوشته های من - فرزاد فرهادیان دنبال می‌کنید

برچسب: زندگی,زندگی و دیگر هیچ,زندگی زیباست,زندگی خصوصی,زندگی چیست,زندگی پس از مرگ,زندگی نامه,زندگی با چشمان بسته,زندگی شعر,زندگینامه فروغ فرخزاد, نویسنده: بازدید: 97 تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 19:32

برای مقدس ترین انسانی که شناختم، برای مادر.

هر روز خانه را جارو میکشید
پوکی استخوانش را قایم میکرد
رنگ دکمه های لباسش با هم فرق داشتند.
هیچ وقت به المپیک نرفته بود
اما یک قهرمان بود.

دلنوشته های من - فرزاد فرهادیان...

ما را در سایت دلنوشته های من - فرزاد فرهادیان دنبال می‌کنید

برچسب: مادر,مادر قلب اتمی,مادرم,مادر ترزا,مادربزرگ,مادريت انك اناني,مادرانه,مادر زن,مادر پسر,مادر به انگلیسی, نویسنده: بازدید: 147 تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 19:32

"تهران خاطراتش را از دست میدهد."این مطلبی بود که امروز نظرم را بخود جلب کرد. یکهو غمی دلنشین به دلم نشست. بیاد سالهای دهه شصت و هفتاد افتادم. روزهای اولی که با تیم والیبال بانک تجارت تهران قرارداد بسته و ساکن تهران شده بودم و ترسی غریب که آنروزها در وجودم نشسته بود.ترس دوری از خانواده، رفیق و کوچه های خاکی زادگاهم، باعث شده بود که با بدست آوردن هر فرصتی سوار اتوبوس بشوم و سفری دوازده ساعته را تحمل کنم تا روحیه ای بگیرم و شنبه دوباره، سر تمرینات حاضر باشم. از یک شهر کوچک مرزی ، کوچ کردن و ساکن شهری که هزاران آدم و فرهنگ را در دل پر رنگش جا داده بود برای من دلنوشته های من - فرزاد فرهادیان...

ما را در سایت دلنوشته های من - فرزاد فرهادیان دنبال می‌کنید

برچسب: تهران و آنکارا خواهرخوانده شدند,اختلاف ساعت تهران و آنتالیا,اختلاف ساعت تهران و آنکارا,تفاوت ساعت تهران و آنکارا,اختلاف ساعت تهران و آنكارا,فاصله زمانی تهران و آنکارا,نقشه تهران و حومه آنلاین,نقشه تهران و اطراف آن,دیدنیهای تهران و اطراف آن,استان تهران و شهرستانهای آن, نویسنده: بازدید: 142 تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 19:32

امروز لبخندش را دیدم و منهم با او خندیدم. لذتی دارد وقتی شادی کسی را برای حتی لحظه ای هم که شده ببینی. همین چند روز پیش بود که گوشه ای کز کرده بود و غم سنگینی چهره مظلوم و مهربانش را پوشانده بود.غمی که حکایتها با خود داشت. هیجده ساله و از دختران کُرد سوریه بود. غذا نمی خورد و باکسی حرفی نمیزد. با تلاش فراوان و با گروهی از همسن و سالهای خودش٬به تماشای مسابقه فوتبال بردیمش. در آن هیاهوی جمعیت انگار که فقط جسمش حضور داشت و روحش در جایی دوردست سرگردان بود.از دختران زجر کشیده سنجار بود که حکایتشان را شاید در رسانه ها شنیده یا دیده باشید. پدر و مادر و خواهرش دلنوشته های من - فرزاد فرهادیان...

ما را در سایت دلنوشته های من - فرزاد فرهادیان دنبال می‌کنید

برچسب: دختر کرد,دختر كرد,دختر کرد کوبانی,دختر کرد تک تیرانداز,دختر کرد عکس,دختر کرد مهاباد,دختر کرد قاتل,دختر کرد مهابادی,دختر کرد خوشگل, نویسنده: بازدید: 86 تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 19:32

كسي چه می داندشاید همین لحظه زني برای مرد سیاست مدارش می رقصدبا پیانو می زند و آواز می خواند... و جلوی جنگ جهانی بعدی را می گیرد کسی چه می داند شاید تنها شرط معشوقه ی هیتلر به خاک و خون کشیدن دنیا بود کسی سر از کار زن ها در نمی آورد با سکوتشان شعر می خوانند با لب هایشان قطع نامه صادر می کنند با موهاشان جنگ می طلبند با چشم هاشان صلح کسی چه می داند شاید آخرین بازمانده ی دنیا زنی باشد که با شیطان تانگو می رقصد...!!u202b# سیاوش_شمشیری دلنوشته های من - فرزاد فرهادیان...

ما را در سایت دلنوشته های من - فرزاد فرهادیان دنبال می‌کنید

برچسب: زن,زنجبيل,زنود الست,زندگی,زن شوهردار,زنان ای,زندان زنان,زناشویی,زن مصنوعی, نویسنده: بازدید: 46 تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 19:31

صفحه بندی